آفناب فردا

آزاد بودن را با حق و حقیقت های آن دوست دارم/

این مستأجر دراز شیب

بسمه تعالی

این حقوق بشر کجاست که به داد من نمیرسد؟ ! آیا اصلا چنین نهادی وجود دارد؟

ایده و تفکر فارسیسم هاشمی رفسنجانی باید با همراهی دینی و ملی همه ی احاد ملت برچیده شود و رهبری را باید از مخمصه ی باند هاشمی نجات داد و هاشمی را محاکمه و به مجازات اعمالش رساند.

در وضعیت بسیار بد اقتصادی هستم که اگر خیلی زود کمکم نکنید هیچ راهی جز خودکشی برایم باقی نمانده است. این قابل تحمل نیست که مدام توطئه شود که از یکطرف مجبور به نوشتن و انتقاد از خودشان بشوم و از طرف دیگر تعهد بگیرند که انتقاد نکنم و همینطور این روش مدام تکرار بشود که البته در طول سالیان دراز به یک عادت تبدیل شده است. اینگونه بازی ناجوانمردانه که هیچ نوع قواعد بازی خود را رعایت نمیکنند که چیزی جز بازنده بودن خودشان نیست بطور حتم آخرش به خودکشی ختم می شود.

اینکه برای ضربه وارد ساختن بر من خصوصا نوع اقتصادی آن و برای اینکه آن را نامحسوس ساخته باشند حاضرند که یک ملت را متضرر بسازند که طرح تهدیدآمیز هدفمندی یارانه ها و عدم برقراری نظام هماهنگ حقوق نمونه هایی از آن است. اما بدانند که بعد از من هرچه قدر هم که توبه پذیر و مردم دار باشند کوچکتری نتیجه ای نخواهند گرفت و اگر زنده باشم خواهیم دید که فقط خود را نابود خواهند ساخت.

روز چهارشبه مورخ 7/7/89 طبق دعوت قبلی به حراست اداره ی آموزش و پرورش ناحیه یک ارومیه مراجعه نمودم و در محل سالن جلسه ی آن اداره توسط دو تن از کارشناسان امنیتی در فضای رعب و وحشت تحت فشار در زمینه ی افشاگری سال ۷۵ در ترکیه، بازجویی شدم و ضمن بازجویی که تعهد گرفتند که تکرار نشود مرا با خودشان به سازمان اطلاعات و امنیت مبردند که در محوطه ی ادراره ی متبوعه ام در یک فرصت مناسب از دیوار بالا رفته و فرار کردم. بازجویی که در جو رعب و وحشت انجام گیرد اقرارگیری جبری و فاقد اعتبار می باشد که در ضمن آن هرگز تقاضای بازنشستگی نخوام کرد. اکنون من از روز سه شنبه 13/7/89 در شرایط آوارگی و فراری و بلاتکلیف و بی پولی در وضعیت فوق العاده و بسیار بدی قرار گرفته ام و از روی ناچاری و بی پولی به منزل باز گشته ام و خود را در خانه زندانی کرده ام و نمیدانم چه اتفاقی خواهد افتاد، درحالیکه اکنون من فقط مبلغ سی و پنج هزار تومان دارم که تمام دارایی ام است. بنابراین به کمک خیلی فوری مالی و سیاسی از سوی آزادی خواهان و مجامع بین المللی و حقوق بشری نیاز دارم. به همین منظور برای هرگونه کمک مالی برای امرار و معاش روزمره شماره حساب اینجانب در ذیل اعلام میشود.

اما راه نجات برای هاشمی این مستأجر دراز شیب و خاندان ایشان نیست؛ این را خودش خواست مگر اینکه خود را از توهم و از هاشیه دور بسازد و تن به عقل و معقولات دهد و از قدرت کنار برود. من مرگ ناخواسته را می پذیرم اما ناحق و احمق نیستم که خود را قربانی یک بد ذات و متوهم بکنم. امروز من با تمام دارایی سی و پنج هزار تومان خود در شرایط مرگ قرار گرفته ام و اکنون روزی خود را در خانه ی اجاره ای با یک قرص نان بربری میگذرانم که این نهایت ظلم و جنایتکاری قدرت پنهان و حاکمیت ایشان است. چراکه سیاست های جهنمی خط و مشی قدرتهای پنهان و حاکمیت آنان است.

ایشان کور است و مدام از شیب تا به قعر آن سر می خورد و نمیداند که چه کج روی را دنبال میکنند که نمیداند چه جریان خونین داخلی را رقم میزند که جنگ ثمره ی توهم آن خواهد بود که از ابتدای انقلاب فکر کردند که تنها راه انسجام و تحکیم باند قدرت و انقلاب مظلوم نمایی و ادامه ی جنگ است که اکنون که بقای خود را در دستگیری های گسترده و کور و اعدام های غیر قابل تصور می بینند. آیا با ادامه ی جنگ عراق را می خواستن فتح بکنند؟ که چی بشود؟

از همان ابتدا که رجایی را دیدم که ژست فقر بخود گرفت و در سخنرانی مقر سازمان ملل متحد زخم پاهای برهنه را به حاضران جلسه نشان داد، با ناباوری کنار آمدم که یکعده فریبکار و حساس عقده ای و کینه جو حاکم بر کشور است؛ و آینده ی خوبی را برای کشور پیش بینی نکردم. چون اعتقادم این بود که انسان تا نخواهد اصل آدمیت انسانی خود باشد هرگز نمی تواند اراده و  همت راست و حقیقی در مدیریت های جامعه داشته باشد بلکه نقش آفرینی او فریبکاری بیش نخواهد بود.

دفاع به اصطلاح مقدس با اصول و تنوره های حقیقی از سوی هدایت کنندگان آن می توانست بی ادعا و حرفه ای جریان بیابد که بدون شک اضطراب و نگرانی ها کاذب رنگ می باخت، اعتماد به نفس قوی و حرفه ای پیدا میشد و از همان ابتدای جنگ پیروزی از جهت حقیقی بدست می آمد و حکومت و جامعه رنگ و جهت دیگری می یافت؛ رنگ و ماهیت حقیقی و اجماع و مصمم به تحول و رشد که حکومت به دست عده ای خودخواه و دروغ پرداز بی اصلیت نمی افتاد و مالکیت کشور بنام آن عده ثبت نمی شد. به علت آنکه دین و هستی از ضمیر بینش نبود. بلکه از مشغله های تفکر فارسیسمی، سنت تقلید و ابزار شد و افکار خوابید و حقیقت ها در جوّ مه آلود همچنان صبور در انتظار ابر روبی و روشنایی بماند؛ علت چیزی شد که ملت در اعتماد خود سرش را زیر برف کرد و شکار گرگ بیابانی شد و دین افیون جوامع بشری شناخته شد.

نه مظلوم نمایی دولتمردان حکومتی ابتدای انقلاب و نه بازیهای هاشمی سیاست درست و پیش رونده ای بود و نه اقتدارگرایی استبداد بی در و پیکر کنونی ماهیت انقلابی است و نه راه صلاح و بقای انقلاب می باشد. بلکه حق و حقیقت انسان بودن و اندیشه و دانش انسانی تنها نیروی بالقوه برای دست آوردهای حقوقی وحقیقی زمینه ها است.

من در آخرین رمق های خود بر دولتمردان، آخرین هشدار را میدهم که خود را قربانی بازی و توهم هاشمی نکنند. چراکه هاشمی یک مهره ی سوخته ای است که تواسته است با ایده ی فارسیسم دروغین خود احمدی نژاد را بفریبد و قربانی خود کند که در عرصه ی دشت وسیع و تاریک طبل جنگ می نوازد و خود را مورد تمسخر تاریخ بشریت قرار می دهد و اصطلاحا حاکمان انقلاب نمیدانند که قومیت ها بر ایرانیت و اسلامیت خود افتخار میکنند و هرگز به زیبایی طبیعت دینی و ملی خود خیانت نمیکنند و از آن در همه حال دفاع میکنند. اتفاقا این زمینه ی قربانی آقای احمدی نژاد در بازجویی اخیر از اینجانب البته شفاها به عنوان توهین به ایشان نه به هاشمی آمد که ایشان را چرا دیکتاتور خطاب کرده ام.

هیچ چیز درست تر از پذیرفتن حق و حقیقت برای آدمی و دولتمردان نیست و من می خواهم که غیرت دینی و ملی و شرف انسانی خود را زنده بسازند که حقیقت آن آزادی حق و حقیقت قدرت است و خود را کور ننمایند که قعر آن باطلاق و حقیقت هلاکت است. والسلام

شماره:  103185650006  سیبا حساب بانک ملی بنام میررستم فاخری


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 13:54  توسط میررستم فاخری  | 

هفت حقیقت برجسته و طبیعت

بسمه تعالی

هفت حقیقت را برجسته می بینم.

آزادی را با حق و حقیقت آن دوست دارم.

رهبری فاقد اختیارات و پاسخگویی است.

تداوم تحریم اینجانب تنها هدف حاکمیت است

و بدون آن، جمله حکام ضعیف تر از مگس بوده اند.

در تحریم ناجوانمردانه هستم بایدکه سکوت اختیار کنم.

جنبش سبز دارای خلاء رهبری حقیقی است

و بدون آن رهبری به پیروزی نمی رسد.

احمدی نژاد دیوانگی هاشمی است،

قطعاً هاشمی را در هاشیه ی امن نجات نیست.

خواستن،اراده ای کوچک است که فقط طبیعت هموار شود.

چراکه طبیعت،هوشمند و وحشی بر تحول و توحید و صعود

مقتضی بر قله های متعالی و حقیقی دانش هستی است

که شعور حق و حقیقت جویی و حقیقت ها، تجلی بیابد.

اما منافع دنیا طلبی ها با وحشیت و بیشتر دنبال میشود؛

ولی نیات انسانها اعمال انجام شده است که یقینا ملاک

قضاوت خداوند متعال با حق و حقیقت مقتضی اعمال است.

هنر بشریت عاجزتر از آن است که بتواند ذره ای بر طبیعت

و قواعد تغییر ناپذیر هستی و اراده ی خداوندی غلبه کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم مرداد 1389ساعت 9:33  توسط میررستم فاخری  | 

معضل سیاست ملی

بسمه تعالی

هشدار میدهم از رجز خوانی های احمدی نژاد با کش و قوس مسئله ی غنی سازی اورانیوم زمینه ی جنگ و صلح زرگری فراهم نسازند و فرایند حقیقی را دنبال کنند. چراکه از غیر قابل اعتماد بودن حاکمیت، نه پذیرش توقف سایت غنی سازی اورانیم برای غرب پیروزی است و نه غرور ملی آن را می پذیرد. این معضل سیاسی با جنگ و گریز یا صلح و حدیث حل نمیشود. بلکه با خیز و شور پدیده ای حق و آگاه میسر است که سرآغاز تحولات سیاست ملی و بین المللی آن است.

همیشه اعتقادم بر این بوده است که تاریخ تکرار ندارد بلکه آنچه روی میدهد پیشرفت و تکامل است که به تکرار شباهت دارد. چراکه هستی با حقایق خود از مبداء تا مبداء جریان است و زمان به گذشته بازگشت ندارد. پیشرفت و تکامل بشر و هستی یک امر اجتناب ناپذیر است که رکورد ندارد بلکه یک مدار بالفعل, جریان طبیعت متناوب هستی تا به انتهای هستی است....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 9:19  توسط میررستم فاخری  | 

خوانده شده به حراست

بسمه تعالی

امروز دوشنبه ۱۷/۳/۸۹ توسط مدیر مدرسه ام، تلفنی اطلاع یافتم که خود را روز سه شنبه ۱۸ فروردین ماه ۸۹ به حراست آموزش و پرورش ناحیه یک ارومیه معرفی کنم. چیزی که برای من عجیب است اینک چرا اکنون که مدتها است سکوت کرده ام به حراست فرا خوانده شده ام. لازم است به اطلاع برسانم که من تنها هستم و کسی را ندارم که پیگیر احوال دستگیری من باشد، سالها است با خواهر و برادرانم به دلایل سیاسی قطع رابطه کرده ام.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 0:44  توسط میررستم فاخری  | 

چه باید کرد که کار از بست خراب است

چه باید کرد که کار از بست خراب است...

هاشمی چهره ای شناخته شده به عنوان مرد بحران و نمکین است که توانسته است با بت تراشی از رهبری وکالت بلاعزل مالکیت کشور را بدست بیاورد . و فرزندان خود را غرب نشین تربیت کند و ملت را به فقر تمکین سازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 20:53  توسط میررستم فاخری  | 

خطرات و خاطرات ( 1 )

 خطرات و خاطرات ( ۱ )

چند سالی است که این آقای هاشمی با قدرت خود به شکل های جبارانه ی کنترل آمیز اش، می خواهد خاطراتم را بنویسم. اما من مقاومت کردم چون هر چند که نوشتن آن برایم سخت بود، به صلاح کشور و جامعه نمی دیدم. وقتی که قدرت، این را می خواهد، معلوم است که به شکل آمرانه و روش خودش می خواهد ...

سال 68 تصمیم گرفتم از شرایطی که در ذهنم فراهم بود، با دقُت هایی که داشتم، از سیاستهای عملی یکنواخت و غیر سازنده انتقاد کنم؛ ...  آقای ریگان از طرح جنگ ستارگان و از نظم نوین جهانی سخن می راند که بر اساس طرح خود از موضع قدرت نظامی دنبال می کرد، این پدیده تحملش برایم سخت بود. برای اینکه مکتب یا تئوری که بتواند تمام ابعاد طبیعت هستی را دربرگیرنده باشد تولید و یا به روشنی از طرف دکترین وی و یا کسان دیگر ارائه نشده بود. ...

دنبال ساختاری بودم که الگویی نمونه و برجستگی در عدالت، صداقت و درستی توأم با فداکاری در دیدگاه ها و عملکردهای دولت مردان باشد. ... گامی که به صلح و امنیت حقیقی جهانی می انجامید. جهان بشری به چیزی نیاز داشت که کمبودهای عاطفی و ذهنی را جبران و وجدان را در قبال خود برای پذیرفتن یک نگاه روشن بینی و فرهنگی به زندگی خود و پیرامون، بیدار سازد؛ و رشد اجتماعی و فرهنگ یابی و هستی را بینش کند ...

اما وجود چنین شرایط حتی در حدّ ایده آل نمی توانست راه رسیدن به افق های دور باشد. برای اینکه غرب به مکتبی پا نهاده بود که علارغم اینکه دیدگاه های مثبت بسیاری که از حقوق بشر داشت، بُعد معنوی و مقدس بشری و جامعه را در نظر نداشت و یا کمتر و نا محسوس بود ...

انتقادهایم با نوعی طبیعت گرانه همرا بود که دولت را به تلاش در پیشرفت تکنولوژی ترغیب بسازم تا دولت با هوشمندی صنعتی و طبیعت هستی ، توان ارائه نظریه را برای خردمندی نوگرایی زندگی فرهنگی و اجتماعی نوع دوستانه داشته باشد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 23:36  توسط میررستم فاخری  | 

در اسلام کنونی بی قانونی اصل است

پری روز شنبه 1/11/ 88 فیش حقوقی خود را گرفتم . پنج ماه است که بابت مبلغ یک میلیون و نه صد هزار تومان بدهی بانکی، مبلغ سیصد هزارتومان در هر ماه از حقوقم کسر می کنند.  عجیب اینکه در فبش مشاهده کردم بعد از این همه کسر، باقی مانده ی بدهی را به مبلغ یک میلیون و ششصد و سی هزار تومان قید کرده اند و  از نو یعنی از صفر با بدهی یک میلیون و نه صد هزار تومان شروع کرده اند. به حسابداری اداره ی متبوعه مراجعه کردم و علت را نامه ارسالی از بانگ قوامین به شماره ی 1871/417 به تاریخ 17/10/88  اعلام کرد. به بانک مراجعه کردم، رئیس بانگ فقط گفتند که اشکال ندارد. و اعتراضم بجایی نرسید چه می شود کرد، روزگار اسلام است و در اسلام کنونی بی قانونی اصل است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 22:0  توسط میررستم فاخری  | 

هستی، و بهاری که از راه نرسید

چونکه بیرنگی اسیر رنگ شد

موسی با موسی در جنگ شد

تا آنجا که خود را به یاد دارم همیشه نگران بودم، نگران از تعریف های کودکانه ای که از خود، از جامعه و از آینده داشتم. نگران از اراده ای شوم که به سرنوشت من رو کرده بود. نگران بودم بی راه بوده باشم و خودم نباشم. نگران بودم حقیقت و انسانیت در جامعه به بن بست رسیده باشد. نگران بودم استبداد بجایی برسد که بحران مشروعیت ریشه بدواند و ملت پشت دیوارهای ناهنجار قدرت در ناتوانی به غریبی بماند و نفس در سوز سینه حبس کند و ...

شعور، در سیاستهای مدیریت کشور به پدیده ی روشن است برای صعود به قله های معارف راست و درست در انتقال به جامعه، تا سلسله روابط نسلها با پیوندهای عاطفی و حقوقی متعارف گره بخورد ... جامعه ای که دوستدار حق و حقیقت نباشد و نتواند مکمل اندیشه ی راست دیگر جوامع بشری و آینده باشد، هرگز نمی تواند مفرّح خود باشد و قادر به درک پیش و پس خود نخواهد بود ...

بینش ها و نگرش هایی که به طبع از جنبش و جهش ماهیت هستی با زندگی تمامی بشریت و قانون اساسی کشورها آمیخته است مؤید این است که هیچ آدمی بدون نظر به بُعد قدسی فطرت متعالی خویش نمی تواند اندیشه حقیقی داشته باشد و به درستی زندگی کند...

سکولا ریزم و ایدئولوژی متحجر در صورت پیروزی مطلق هر یک در مقابل هم  که امری محال در تک بعدی سازی هستی است، هر دو با ماهیّت متفاوت  سقوط  زندگی است؛ و اگر هر یک از این دو مکتب از ماهیت های علمی و دانش و فن تکنولوژی توانسته باشند لامپی را با یک قطب روشن کنند یا دو قطب هم نام یک آهنربا را به هم جوش بزنند بدون اینکه انتقالی در نیروی قطبها انجام یافته باشد، آنوقت می توان امیدوار شد که حدالعقل در دراز مدت تفکر، تکبُعدی نگری هستی یا یکی از مکاتب به پیروزی مطلق خواهد رسید ...

صلح و امنیت جهانی بهار هستی است که هرگز از راه نرسید و امروز دورتر است، دورتر از همیشه، از دهه های پیش، از صده های پیش، از هزاره های پیش، از هر زمان دیگر دورتر است، همیشه دورتر و دورتر و امروز از همیشه دورتر و ناامن تر است ...
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 12:31  توسط میررستم فاخری  | 

لینکها

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 17:2  توسط میررستم فاخری  | 

اندیشه راست

آن دسته از روشنفکران و سیاستمداران داخلی و بین المللی

که مسئله خارج شدن  مذهب از حکومت را مطرح می

کنند جریان خونین است که در واقع  قدرت و حاکمیت

را در برابر  ملت تسلیح می  کنند نگرش خوب و روشنی

به آینده نیست...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 0:25  توسط میررستم فاخری  | 

مطالب قدیمی‌تر