بازی سازی های قدرت و مناظره های بی اعتبار بعد از این همه جنایتها و
دستگیری ها نمی تواند اعتبار و مشروعیتی بر ساختار استبدای ضد دینی
و مردمی حکام ببخشد و نه می تواند جنایتهای قدرت را در ارتباط با اثر
هنری اینجانب کتمان و گم و گور بسازد. این حکام جنایتکارند و باید از
قدرت ساقط شوند. سران اصلاح طلب چون موسوی و خاتمی بازیگران
قدرت بازی گردان هستند که هیچوقت بطور جدی رهبری اصلاحات را به
عهده نگرفتند چون اعتقادی به حکومت های حقیقی نداشتند مگر به خلافت
که منافع شخصی خود را در آن می بینند و استبداد را در فرار از ملت و
آینده نگری از محکومیتها می سازند و من نمی گذارم که فرار بکنند.
قدرت حدالعقل ۵ یا ۶ چیز را خوب یاد میگرفت: ۱- آدم، دین را ابزار
قدرت نمیسازد و به مقام خدایی نمی اندیشد ۲- آدم خصوصاً وقتی قدرت
دارد ظلم نمی کند و زندگی را تباه نمی سازد که بدتر از هر جنایت است
۳- هیچ آدمی پلها را پشت سر خود خراب نمی کند مگر که دیوانه باشد
۴- صلح و بیعت با زور هیچ ارزش حقوقی و حقیقی ندارد ۵- غرور
کذب شکننده خود آدمی است که آن را بروز داده باشد ۶- همه قدرتها
نابود می شوند مگر قدرتی که حق و از آن مردم باشد
اما اگر قدرت واقعاً بدنبال حق و حقوق و دین رو آورده باشد بهتر آن است
که با انتخابات آزاد زمینه انتقال قدرت را به مردم فراهم بسازد تا به درستی و راستی همه چیز حل شود.


روحیه انقلابی ملت ایران متأسفانه بجای اینکه به
پذیرفته
به قدرت و سران اصلاح طلب هشدار می شود که از فرصت 


هرگز به هیچ قدرت این اجازه را نمی دهم که